ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

115

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

بلافاصله اصل را از بدل تشخيص مىدهد . در صورت امكان وى به مرواريد يا لؤلؤ باز توجه بيشترى مبذول مىدارد و دربارهء پيدايش و پرورش آن داستانها و تمثيلات شاعرانه‌اى در ذهن حاضر و آماده دارد ؛ وى بيشتر به اصل بودن مرواريد اهميت مىدهد تا به رنگ و شكل آن . در اعياد بزرگ شاهزادگان و وزيران با جبه‌اى ظاهر مىشوند كه حاشيه‌دوزيهاى پهنى با مرواريد دارد و دو منگوله از مرواريد دو طرف آن را به هم وصل مىكند . اين جبه‌ها اغلب خلعت پادشاهان است . ايرانيها مىپندارند كه جواهر مزبور و مرواريد ، قلب را تقويت مىكند و به همين دليل هم همهء آنها در طب ايران استعمال دارد . در نگين انگشتريهاى كوچك عقيق كه به انگشت ايرانيهاست يا نام پيامبران حك شده است يا اسماء اعظم و يا اشكال و علائم عجيب و غريب و نامفهوم خرافى . قبل از گزاردن نماز همهء زيورها را از خود دور مىكنند تا هم بتوانند وضو بگيرند و هم بتوانند در حال خضوع و خشوع به درگاه خدا بروند . به همين ترتيب اسلحه هم از هر نوع سخت مورد علاقه است . به استثناى ميرزاها و كسبه تقريبا هركس از شاه گرفته تا نوكر قمه‌اى در كمر دارد كه دسته و غلاف آن به لطف تمام با نقره و مينا ترصيع شده است . بهترين تيغه‌ها را از قفقاز وارد مىكنند . ايرانى بسيار آشتى طلب‌تر از آن است كه مانند چركسها اين سلاح ترس‌آور را على الدوام در نزاعها و زدو خوردها مورد استفاده قرار دهد و به همين دليل اين سلاح بيشتر براى زينت و كارهاى خانگى به كار مىرود تا در جنگ و گريز . موقعى ، اميرى را كه با قمه مجروح شده بود به خدمت صدراعظم معرفى كردند و از او خواستند كه حمل قمه را ممنوع اعلام كند . وى در پاسخ گفت : « من از اينكه مىبينم مردها اسلحه با خود دارند خوشحالم اما واى بر كسى كه بدون دليل قمه بكشد . » در دوره‌هاى پيش حمل دشنهء خميده از فولاد دمشقى كه بدان خنجر مىگويند سخت رايج بوده و آن را در طرف راست كمر مىگذارده‌اند و در شكم پاره كردن به كار مىبرده‌اند ؛ اما ديگر خنجر از مد افتاده و بندرت آدم لوطيى را مىبيند كه به آن مسلح باشد . از انواع ديگر سلاح ، در خانه‌ها شمشير از فولاد دمشقى يافته مىشود كه قيمت آن برحسب قدمت سلاح و شهرت استاد سازنده به رقم سرسام‌آور دويست تا پانصد تومان تخمين زده مىشود ؛ از اين گذشته ، تفنگهائى با لوله‌هائى از فولاد دمشقى با كار بسيار خوب قابل ذكر است . اين تفنگها زياد گران و سنگين است ، و در نتيجه تفنگهاى ساخت اروپا روز به روز بيشتر طرف توجه مردم قرار مىگيرد . لباسهاى زنان كه در حرمسرا مىپوشند با آنچه در كوچه و خيابان به تن دارند سخت متفاوت است ، زيرا لباس كوچه و بازار را از اين جهت تهيه مىكنند تا همهء قسمتهاى بدن را از چشم عابران بپوشاند و به اصطلاح همهء زنان را از لحاظ ظاهر به يك شكل و صورت درآورد . در خانه ، زن